زبانزد ها و ضرب المثل های تنکابنی ) ـ بُنه بُنه خُشته کارِ کَنه : * زیر زیرکی کارش را می کند . ** آدم موذی و مخفیکار . *** ـ بارِ وَنه تنگ بِداره ، زِنِ مرد : * بار را باید « تنگ » نگه دارد و زن را مرد . ** یعنی مرد ستون و پشتیبان و نگه دارنده ی زن است . *** ـ  * ـ بی پِر و مآر هیسَّه شَانه ، بی همساده هیسَّه نِشانه : * بدون پدر و مادر می توان زندگی کرد ، ولی بدون همسایه نمی توان . ** در اهمیت همسایه و ضرورت احترام به حقوق آن . *** ـ بیجه باد زَنه : * باد ِ سوزانی می وزد . ** شدّت سرما . *** ـ  ـ بیسِواد حال ِکورِه دارِه : * بیسواد مانند کور است . ** در نکوهش بیسوادی . *** ـ بی سر بی پوس باشا : * بدون سر و پوست رفت . ** کسی که ناپیدا شود و اثری از او نباشد . *** ـ بی مَصرِف : * بدون مصرف . ** آدم تنبل و بی خاصیت *** ـ بَخُشته شانس : * شانس خشک شده . ** بیچارگی و بداقبالی . *** ـ بی کلّه : * بدون کلّه . ** آدم عصبانی . *** ـ بَمِردی بی : * مرده بودی . ** به ظنز و تحقیر کسی را گویند که در برابر زور ضعف از خود نشان داد و یا از دست کسی کتک خورد ولی واکنشی نشان نداد . *** ـ بَل کُن : * آتش افروز . ** کنایه از آدم دوبه هم زن و خبرچین . *** ـ بیامِت نَنَه : * به او آموزش داده نشده است . ** کنایه از آدم بی تربیت و بی ادب . *** ـ بُرمه جِن : * کسی که دایم در حال گریه است . ** بی ظرفیت *** ـ بز بزِ وینه ، پِلِم چَرِنه : * بز بز را می بیند و گیاه « پِلِم » را می خورد . ** آدم ها از هم تقلید می کنند . *** ـ باد بیاردَه ، باد بَرِنه : * باد آورده را باد می برد . ** تأکید بر ناپایداری مال حرام و نیز مالی که بدون هیچ رنجی به دست آید . *** ـ با وِرگ وَرِه بَرِنه ، با گالِش شول کَنه : * با گرگ بره را می برد و با چوپان همصدا می شود . ** کنایه از آدم دورو و بی شرم و منافق . *** ـ بیشی تی عکسِ بِیرِن : * بروی عکست را بگیرند . ** مخالفت با رفتن کسی به جایی . * پ * ـ پِلِم ریشَه مانه : * شبیه ریشه ی گیاه « پِلِم یا پَلیَم » است . ( ریشه ی این گیاه همه جا کشیده می شود . ) ** به فردی می گویند که خودش را در هر کار و سخنی دخالت بیجا می دهد . *** ـ پسِ کینِ قاف : * پشت کوه قاف . ** در بیان دوری و در دسترس نبودن یک چیز یا شخص *** ـ پا تُکِ جی را شُنه : * با نوک پایش راه می رود . ** کنایه از آدم خوشحال و افاده ای . *** ـ پوتور چییَ ، وی کَلپاچه بو : * مورچه چیست که کله پاچه اش باشد ؟ ** در بیان کوچک بودن یک چیز و ناسودمند بودن آن . *** ـ پیسِ شکم ؛ شکم پیس : * پوسیده شکم . ** کنایه از آدم شکمو . *** ـ پرده کَنه : * پرده می اندازد ؛ یا اطراف خود را حصار می کند . ** آدمی که خجالتی است و از رفتن به جای بخصوصی امتناع می کند . *** ـ پِزِ کواَ نییاکِن ، باهارِ رواَ : * در پاییز به کوه بنگر و در بهار به طبیعت . ** در بیان تفاوت بین دو پدیده ی نامتجانس . *** ـ پیش گُو کَنه : * هذیان می گوید . ** کنایه از اینکه حرف مفت و پریشان می گوید . *** ـ واتوره گُنه : * پریشان می گوید . ** کسی که حرفهای بی ربط و پریشان گوید . *** ـ پیاز بُنه تی دُمِ بُن : * بوته ی پیاز زیر دم تو ! ** وقتی کسی در رفتن خود پافشاری کند ، این زبانزد را به طنز به او گویند . *** ـ پِرِ بِن ، وَچَه نیا کِن : *پدر را ببین ؛ پسرش را نگاه کن . ** خوب یا بد بودن پسر ، به پدرش برمی گردد . *** ـ پینیک بَزَم : * وصله زدم . ** در توجیه کردن یک سخن یا درست جلوه دادن یک دروغ . *** ـ پول خودی عَلِفِ خرس : * پول انگار علف خرس است . ** در ناپایداری پول . *** ـ پیچایِ باگوتِن تی کِش دارو اَ ، وَگِرِس وی سَرِ گِل دَکِرد : * به گربه گفتند که فضله ی تو دارو است ، برگشت و سرش را خاک ریخت . ** کسانی که مورد تمجید و ستایش قرار می گیرند ؛ در عوض به خود مغرور می شوند و حرص و طمع دیدگانشان را فرا می گیرد و از خیررسانی و کمک دیگران باز می مانند . *** ـ پوسِّ مُ بِت : * الهی پوستش را بکنم . ** اگر حیوانی مطابق میل صاحبش عمل نکند ، با عصبانیت این زبانزد را به کار می برد . *** ـ پس یه عَلَم هم دوشِریم دِه : * پس یک علم هم بر دوش بگیریم . ** اگر در هنگام عزیمت به جایی بچه ها یا افراد دیگری به سردسته ی گروه بگوید که ما هم می خواهیم بیاییم ، آن فرد بزرگتر یا سردسته این اصطسلاح را به کار می برد . *** ـ پوتور خُشته لانه جا نُوبَنه ، ساجَ خُشته دُم دَبِسِنه : * مورچه در خانه اش جا نمی شود ، جارو را هم به دمش می بندد . ** کسانی که می خواهند کارهای فراتر از ظرفیت و امکان خود را انجام دهند . *** ـ پول خودی وَلگ و بورات : * پول مثل برگ های انبوه در زیر درخت است . ** کنایه از پول زیاد . *** ـ پِلا پَتِن چی کار داره ، دانه دابو انباره : * پختن برنج کاری ندارد ؛ وقتی که در انبار برنج باشد . ** اگر شرایط و امکانات فراهم باشد ، انجام کارها آسان است . *** ـ پا گِل دِنَه : * پایش در گل نیست . ** کسی که در یک جا آرام و قرار ندارد . *** ـ پالان عیوَض آبا ، خر خا هَمُنه : * فقط پالان عوض شده ، وگرنه خر همان است . ** در تغییر نکردن شخصیت فرد و صرفاً تغییر ظاهر . *** ـ پوتور ِمُسان را شُنه : * مانند مورچه راه می رود . **کسی که آرام و آهسته راه می رود . *** ـ پوتور ِمُسان بار جَم کَنه : * مثل مورچه بار جمع می کند . ** کسی که در فکر جمع مال و ذخیره آن می باشد . *** ـ پس گردِنِ چالَه یه بِدِی ، اُنه وینی : * اگر توانستی چاله ی پشت گردن را ببینی ، آن را هم می بینی . ** ممکن نبودن دیدن و دسترسی به چیزی . *** ـ پَل کَنه : * به جوش آمده است . ** به دختری می گویند که در پی شهوت رانی باشد . *** ـ پَل پیس : * شاخه های اضافی و ساقه های در هم ریخته ی گیاه که در جایی جمع شده باشند ؛ آشغال . ** کنایه از چیزهای بی ارزش . *** ـ پیچایی که گِرزه نِگیره ، وِره پِلا نَدَنِن : * گربه ای که موش نگیرد ، پلو به آن نمی دهند . ** گوشزد به آدمهایی است که بدون تلاش می خواهند به درآمد و پول دست پیدا کنند . *** ـ پیچا صبر بَزَه : * گربه عطسه کرده است . ** به کسی گویند که از انجام کاری امتناع می کند و عذر و بهانه می آورد . *** ـ پولدار پول داره ، فقیر وَچه : * پولدار پول دارد و فقیر هم بچه . ** به استهزاء آدم های فقیری را گویند که در عین فقر و نداری ، بچه های زیادی دارند . *** ـ پیر اگر لَرزِنه ، صد تَه جِوانه ارزِنه : * اگر پیر بلرزد ، باز از صد جوان باارزش تر است . ** در ارزشمند بودن پیران و افکار و تجربه هایشان در برابر جوانان . *** ـ پیر حالِ وَچَه داره : * آدم پیر حال و وضع بچه را دارد . ** در زودرنج بودن پیران . *** ـ پیر آبا ، خر آبا : * پیر شد ، خر شد . ** اشاره دارد به پیرانی که کارهایی خلاف معمول انجام می دهند و سخنان و انتظاراتی غیر ممکن را مطرح می کنند . *** ـ پیر ِوَرزا یُ لَپا زِمی ؟ ! : * گاو شخم زن ِ پیر و زمین باتلاقی ؟ ! ** در غیر ممکن بودن انجام بعضی کارها با نیرو و استعدادی که مطابق آن کار نیست . *** ـ پیرِ بَبِر ناز هَکِن ؛ جِوانِ بَبِر واز هَکِن : * با پیر ازدواج کن و برایش ناز کن ، با جوان ازدواج کن و برایش پرش کن و تحرک داشته باش . ** نوعی نصیحت گونه است که به دختر جوان می گویند که اگر با پیر یا جوان ازدواج کند ، رفتارش چگونه خواهد بود . اینکه ازدواج با جوان به تلاش و تحرک بیشتری نیاز دارد و باید پا به پای او کار کند ولی اگر با پیر ازدواج کند ، می تواند برایش ناز کند و سروری کند . *** ـ پیرِ بَبِر گوشت بُخار ؛ جُوانِ بَبِر مُشت بُخار : * با پیر ازدواج کن و گوشت بخور ؛ با جوان ازدواج کن و مشت بخور . ** توصیه گونه ای است به دختران که با ازدواج با پیران رفاه بیشتری خواهند داشت ؛ در مقابل ازدواج با جوانان دردسر بیشتری دارد . * ت * ـ تَشه دل : * آتشین دل ** کسی که در کارها بسیار شتابزده و عجول است . *** ـ تی سَر دَکِنُم ؟ * توی سرت بریزم ؟ ** چیزی که مورد قبول واقع نشود . *** ـ تی دَس ، چو وِنِرِنه ؟ * دستت به سمت چوب نمی رود ؟ ** در سرزنش کسی که کتک نمی زند . *** ـ تاب بدی بُخارده : * پیچ و تاب زیادی را تحمل کرد . ** کسی که ناراحتی و رنج و اندوه بزرگی را تحمل کرد . *** ـ تی چُشمِ مُ دَرارُم : * چشمت را بیرون بیاورم . ** این جمله دعایی است و برای نفرین و شکایت و اعلام نارضایتی به کار می رود . *** ـ تخته سر بَنَ : * روی تخته ی تابوت گذاشته . ** این جمله نیز دعایی است و برای نفرین به کار می رود . معادل « سر تخته بشورمت . » *** ـ تی کینِ کار نییَ : * کار کون تو نیست . ** کاری که از عهده ی کسی خارج باشد . *** ـ تی سر مِحاله مگه ؟ * مگر هم سن تو است ؟ ** زمانی به کار می رود که فردی بزرگ با کوچکتر از خود بازی و شوخی کند . در این مواقع می گویند : « با بچه نکن بازی / ابروی خودت را می اندازی » *** ـ تی پِرِ سیبیلِ آب بَبِره : * سبیل بابات را آب ببرد . ** نوعی مزاح است که به پسر بچه می گویند . *** ـ تی تُک چِرا نییَ یا : ** برای چشیدن و خوردن تو درست نشده . ** کسی که به غذا ناخنک بزند . *** ـ تِرِه گُله بَنَ : * برای تو کوزه گذاشته است یا به تو کوزه زده است . ** به کسی گویند که از جانب کسی فریب سختی خورده است . *** ـ تَپِسِ کین : * کسی که باسنی فربه و بزرگ دارد . ** کنایه از آدم تنبل . *** ـ تی پس گردِنِ بِدِی ؟ یا ( تی پس گردِنِ چالَه ) : * پشت گردنت را دیدی ؟ ( چاله ی پشت گردنت را دیدی ؟ ) ** در مواقعی که انجام کاری غیر ممکن است ؛ مثلاً کسی چیزی از فردی می خواهد و آن فرد در رد جواب او این زبانزد را می گوید . *** ـ تی کیله پا اگه قُوَت دابو ، همه جا تی زیرِ پایه . * اگر پاهایت توان داشته باشند ، همه جا زیر پای توست . ** تأکید بر این نکته که اگر انسان سالم باشد و خودش توان کار را داشته باشد ، نیاز به هیچ کسی ندارد . *** ـ تی عُروسی ، آوکَشِ هَمرَ ، آو هارِنُم : * عروسیت با آبکش آب می آورم . ** نوعی شوخی است که در قبال تشکر از کار یک جوان به او گویند . *** ـ تی اُوزینییَ مگه ؟ * مگر هووی توست . ** به کسی گویند که با فردی به نهایت دشمنی و جدال می کند . *** ـ تی سر اِنگِتُم : * بر سر تو گذاشتم . ** کنایه از اینکه این کار را بر عهده ی تو گذاشتم . *** ـ تی وَچه نَکَه : * بچه ات نیفته ؟ ** طنزگونه ای است به فردی که از جایش بلند نمی شود تا کاری را انجام دهد یا در کارش سریع نیست . *** ـ تی بَدِنه کَک دَکِته ؟ * مگر در بدنت کک افتاد ؟ ** کسی که دایم بدن خود را می خارد . *** ـ تی دل مَهَر دَکِته ؟ * در دلت مار افتاده است ؟ ** کسی که پیوسته در صدد ناخنک زدن به غذا است . *** ـ تی دل قِرار بِیته اِسِه ؟ * حالا دلت قرار گرفت ؟ ** به کسی گویند که از انجام کاری منع می شد ولی او آن را انجام داد . *** ـ تِرِ دَچکِس ، دِ رَهَه نَدَنه : * به تو بچسبد ، دیگر ول نمی کند . ** کسی که خیلی پاپیچ می شود و دست بردار نیست . *** ـ تی گَب زَرِندَه : * حرف تو حمله کننده و وحشی ( ناخوشایند ) است . ** کسی که سخنش تلخ و ناخوشایند است و دل فرد را می شکند . *** ـ تی بَدِنِ گاز و دُندانِ جی وِرِنُم : * بدنت را با دندان می کنم . ** سخنی تهدیدآمیز و خشم آلود به قصد تنبیه . *** ـ تِرِه رَچِرِنُم : * درستت می کنم . ** سخنی تهدیدآمیز و خشم آلود به قصد تنبیه . *** ـ تا ترس نابو ، ایمان نیَه : * تا ترس نباشد ، ایمان نیست . ** بیانی ظنزآلود به اینکه بیشتر کارها با ترس انجام می شود . *** ـ تِرمی دَره : * هوا مه آلود است . ** اگر کسی پشت سر شخصی دیگر سخنی بگوید و یکی از آشنایان و فامیلان آن شخصی که از او بدگویی شده ، در مجلس باشد ، به فرد غیبت کننده گوشزد می کنند که « هوا مه آلود است . » *** ـ تی پوسّه گیرُم : * پوستت را می کنم . ** نوعی تهدید است . *** ـ تی وِشِّم خاندِنه ؟ * بلدرچینت آواز می خواند ؟ ** منظور سرحال و شاداب هستی ؟ *** ـ تا ماشَه کَله مِن دَکِنی ، گَرِنه بُز خُشته پایِ راس هِرِنه : * وقتی آتش گیره را در اجاق قرار دهی ، بزی که بیماری پوستی دارد ، پای خود را بلند می کند . ** کسی که گناهکار است با دیدن مقدمات شکنجه و تنبیه ، به گناهش اقرار می کند . *** ـ تا سَکِ دُمِ سر پا نَنی ، تِرِه گاز نِرِنه : * اگر روی دم سگ پا نگذاری ، گازت نمی گیرد . ** اگر کسی را آزار و اذیت نکنی ، کاری با تو ندارد . *** ـ تو آقا ، مُ آقا ، خَرِ کی بَبِره چرا ؟ * تو آقا باشی و من هم آقا باشم ، پس چه کسی می خواهد خر را به چرا ببرد ؟ ** به کسی گویند که تن به کار نمی دهد و از کار کردن ننگش می آید . *** ـ تنکابنِ انگور ، مِیج نابونه : * انگور تنکابن ، کشمش نمی شود . ** توجه به استعداد های متفاوت اشیا و اشخاص . *** ـ تابستان و پوسون کُلا ؟! * تابستان و کلاه پوستی ؟! ** اشاره به اینکه انجام هرکاری در زمان مشخصی انجام می شود . *** ـ تا کُلِش نابو ، مِلجه ناتونه فَک رَچِره : * تا کاه نباشد ، گنجشک نمی تواند لانه درست کند . ** تأکید بر این امر که باید مقدمات و شرایط مهیا باشد تا کاری به درستی انجام گیرد . *** ـ تی کُلا پشم نِداره : * کلاهت پشم ندارد . ** نداشتن قاطعیت . *** ـ تی تار ، دُمه نِداره : * تبرت دسته ندارد . ** نداشتن قاطعیت لازم . *** ـ تازه کَر گُسِندِ یِه مُسان گُنه مَع مَع : * تازه مثل گوسفند کر ، بع بع می کند . ** کسی که دیر مطلبی را بفهمد و دیر عکس العمل نشان دهد . *** ـ تی کَمِر باسِسه مگه ؟ : * مگر کمرت پاره شده است ؟ ** کسی که نتواند باری را حمل کند . *** ـ تا صبح دُم نَزَنه : * تا صبح دم تکان نداد . ** کسی که خوب بخوابد و تا صبح تکان نخورد . *** ـ تا چاشت امام حسین ِهَمرَه یه ، بعد ِ چاشت یِزید ِهَمرَه : * تا ظهر با امام حسین است و بعد از ظهر با یزید است . ** کسانی که دمدمی مزاجند و ایده و شخصیت ثابتی ندارند . *** ـ تا دو قَران هِنِیرِه ، یه قران نَدَنه : * تا دو قران نگیرد ، یک قران نمی دهد . ** اشاره به کسانی که بسیار خسیس اند . *** ـ تا کُولِی گاو بابو ، مآرِ یه دل آب بُنه : * تا گوساله گاو شود ، دل مادر آب می شود . ** اشاره دارد به سختی کشیدن مادر در بزرگ کردن بچه و انتظار او در بزرگ شدن او . *** ـ تا وَچه بُرمه نَکِنه ، مآر وِرِه شیر نَدَنه : * تا بچه گریه نکند ، مادر به او شیر نمی دهد . ** یعنی تا کسی اعلام نیاز نکند ، از دست کسی کمکی برنمی آید . *** ـ تی بُز باشا ؟ * بز تو رفته است ؟ ** کسی که عجله دارد ، این زبانزد را به او گویند . *** ـ تی بسم الله گُتِن با الهی شکر یکی بابا : * بسم الله تو با الهی شکر تو یکی شده است . ** کسی که ابتدا و پایان کارش فاصله چندانی نداشته باشد ؛ مثلاً خیلی سریع غذایش را بخورد . *** ـ تی بَزَه گَبِه وِر بِرین : * سخنت را بگیر و در آن ادرار کن . ** کسی که سخن نسنجیده و ناسودمند و غیر معقولی بگوید ، مورد خطاب این سخن قرار می گیرد . *** ـ تو بِگَه مُ بِگَه : * هرج و مرج جنسی . ** وقتی کارها نظم و قاعده ی خاصی نداشته باشد و محدوده ی اختیارات هر شخص مشخص نباشد . ( معادل « خر تو خر » ) *** ـ تی بِرِه کینه یاد هِکِردی ؟ * خرابی شلوارت را فراموش کردی ؟ ** تذکر به کسانی است که کارهای بد گذشته خود را فراموش کرده اند . *** ـ تو خُشته غصَّه بُخار که تی توم بِپیسه : * غصه ی خودت را بخور ؛ چون جوانه های شکوفا شده ی برنج تو در خزانه ی برنج پوسیده است . ** کسی که از درد و غم و مشکل دیگران حرف می زند و به فکر خودش نیست . *** ـ تی چانَه دِ هیچّی دِنی یَه : * دیگر از دستت هیچ کاری بر نمی آید . ** نشان دهنده ی نالایق بودن کسی است . *** ـ تی دُمال مگه مأمور دَره ؟ : * دنبالت مگر مأمور است ؟ ** به کسی گویند که خیلی عجله دارد . *** ـ تِرِه کَشِنِن : * تو را می کشند ؟ ** کسی که بیهوده داد و فریاد راه اندازد . *** ـ تی زِن مآر تِره دوس داره : * مادر خانم تو دوستت دارد . ** وقتی که کسی در هنگام غذا خوردن سربرسد . *** ـ تی سَرِ دور بِدَه : * سرت را دور دیده است . ** به کسی گویند که فردی از او حساب می برد و به دور از چشمش کاری را انجام داده است . *** ـ تَش ِدل : * کسی که دلی آتشین دارد . ** عجول *** ـ تَش بِته : * آتش گرفته است . ** در باره ی گرانی و وضع بد بازار گویند . *** ـ تی مُرغانه نَکَه : * تخمت نیفتد . ** به طنز آدم کم تحرک و تنبل را گویند . *** ـ تُکِ کِرک ِموس رَچِیته : * لبش را مانند مقعد مرغ کرد . ** کسی که بیهوده ناز و قهر می کند . *** ـ تی کارِ مُ نیشتِبه کَنُم : * کارت را نشسته انجام می دهم . ** ادعای کسی که کار و تلاش دیگران را در نظر خود کوچک می داند . *** ـ تی کِش هَلَه کف نَکِرده : * شاشت هنوز کف نکرده است . ** به کسی که هنوز بالغ نشده است . *** ـ تی کین مگه دوتَه لوکا داره : * کونت مگر دو سوراخ دارد ؟ ** به کسی گویند که خودش را از دیگران متمایز می کند و بین خود و دیگران تمایز قایل می شود . *** ـ تی گاوِ دمِ بِبیَم مگه ؟ * مگر دم گاوت را بریدم ؟ ** اگر کسی بیهوده بنای دشمنی بگذارد و به کسی بدی کند ، این زبانزد را به او می گویند . *** ـ تی گِرزه ورزا یه : * موش خود را با گاو نر یکی می دانی . ** کسی که کار خود را بزرگ جلوه می دهد . *** ـ تی گردِن بِجارِ قُوَت دَره : * نیرو و قوت تو از گردن به بالاست . ** آدم های زورگو و پرمدعا *** ـ تَله پَرت هَکِرد : * تخته سنگ بزرگ پرت کرد . ** کسی که حرفی نسنجیده و دروغ بر زبان جاری کند . *** ـ تور دَنگُل : * دیوانه و خل و چل . ** کسی که عقل حسابی ندارد . *** ـ تورتی مورتی : * درهم و برهم . ** شلوغ و نا منظم . *** ـ تو هَلَه پِلا سرِ بُخاردی : * تو هنوز روی پلو را خورده ای . ** بی تجربه بودن افراد و اینکه هنوز مستقل و آزاد اندیش نشده اند ؛ راحت و آسوده . *** ـ تی شا هُمَن یکی بابا : * رفتن و آمدنت یکی شده است . ** کسی که زود رفته و برگشته باشد .